*
× چرا گاه فراموش ميكنيم كه تاوان ديدن سايه خود , جز اين نيست كه به خورشيد پشت كنيم ... و خدا را تنها در لحظه درد به ياد ميآوريم و خود را در لحظه مرگ ... هنوز دير نشده , بگذار نور خورشيد راه را برايت روشن سازد ...
.
.
× خب ... اينجا كيها شراب دوس دارن ؟؟! (دو نقطه دي)

.
.
× از جبران خليل جبران
ذهن ما به مانند اسفنج است و دل ما چون رود . آيا اين شگفتآور نيست كه بيشتر ما جذب كردن را از جاري شدن دوستتر ميداريم ؟