*
1 ×
دشمن ار تو سنگ خارهاي من آهنم
ولي افسوس كه
نرود ميخ آهنين در سنگ !
.
2 ×
قاصدك ايثار ميكنه ؟ يا دوست داره كه پيغام ببره ؟

قاصدك … قاصدك كوچك … راز قاصدكها …
.
3×واه واه واه ... چه بدبين !!!
محمود دولتآبادي « سلوك »
عشق را از عشقه گرفتهاند و آن گياهيست كه در باغ پديد آيد در بن درخت ، اول بيخ در زمين سخت كند ، پس سر برآرد و خود را در درخت ميپيچد و همچنان ميرود تا جمله درخت را فراگيرد ، و چنانش در شكنجه كند كه نم در درخت نماند ، و هر غذا كه به واسطهي آب و هوا به درخت ميرسد به تاراج ميبرد تا آنگاه كه درخت خشك شود .