*
1 × دشمن ار تو سنگ خارهاي من آهنم ولي افسوس كه نرود ميخ آهنين در سنگ ! . 2 × قاصدك ايثار ميكنه ؟ يا دوست داره كه پيغام ببره ؟
 قاصدك … قاصدك كوچك … راز قاصدكها … . 3×واه واه واه ... چه بدبين !!! محمود دولتآبادي « سلوك »
عشق را از عشقه گرفتهاند و آن گياهيست كه در باغ پديد آيد در بن درخت ، اول بيخ در زمين سخت كند ، پس سر برآرد و خود را در درخت ميپيچد و همچنان ميرود تا جمله درخت را فراگيرد ، و چنانش در شكنجه كند كه نم در درخت نماند ، و هر غذا كه به واسطهي آب و هوا به درخت ميرسد به تاراج ميبرد تا آنگاه كه درخت خشك شود .
|
*
روي بورد انجمن دانشكده اين جمله رو زدن ... به نظرم جالب اومد . كلي گشتم تا يه عكس خوب براش پيدا كنم , ولي متاسفانه نداشتم . يه هويي اينو ديدم , كه همراه يه شعري بود و يه دوست نازي فرستاده بودتش . فكر كنم اين دو تا خيلي خوشبخت باشن , نه ؟  موفقيت يعني به دست آوردن چيزهايي كه دوست داري ... خوشبختي يعني دوست داشتن چيزهايي كه به دست آوردي ...
|
*
اينو هم 444 فرستاده ;)
Little Johnny asks: "Daddy, how was I born?" Dad says: "Ah, my son, I guess one day you will need to find out anyway! Well, you see your Mom and I first got together in a Chat Room on AOL. Then I set up a date via e-mail with your Mom, and we met at a cyber-cafe. We sneaked into a secluded room, where your mother agreed to a download from my hard drive. As soon as I was ready to upload, we discovered that neither one of us had used a firewall, and since it was too late to hit the Delete button, nine months later a blessed little popup
appeared and said: 'You've Got Male!' “
|
*
 شاگردی از استادش پرسيد:" عشق چست؟"استاد در جواب گفت : " به گندم زار برو و پر خوشهترين شاخه را بياور . اما در هنگام عبور از گندمزار ، به ياد داشته باش که نمیتوانی به عقب برگردی تا خوشه ای بچينی ! "شاگرد به گندم زار رفت و پس از مدتی طولانی برگشت . استاد پرسيد : " چه آوردی؟ " و شاگرد با حسرت جواب داد : " هيچ ! هر چه جلو ميرفتم ، خوشههای پرپشتتر ميديدم و به اميد پيدا کردن پرپشتترين ، تا انتهای گندم زار رفتم . "استاد گفت : " عشق يعنی همين ! " شاگرد پرسيد : " پس ازدواج چيست ؟ "استاد به سخن آمد که : " به جنگل برو و بلندترين درخت را بياور . اما به ياد داشته باش که باز هم نمیتوانی به عقب برگردی ! " شاگرد رفت و پس از مدت کوتاهی با درختی برگشت . استاد پرسيد که شاگرد را چه شد و او در جواب گفت : " به جنگل رفتم و اولين درخت بلندی را که ديدم ، انتخاب کردم . ترسيدم که اگر جلو بروم ، باز هم دست خالی برگردم . " استاد باز گفت : " ازدواج هم يعنی همين !! " . تصوير از آسمون آبي - متن از 444
|
*
مقداري در مورد ايسم ها
سوسياليسم : دو گاو داريد , يكي را نگه ميداريد ديگري را به همسايه خود ميدهيد . كمونيسم : دو گاو داريد , دولت هر دوي آنها را ميگيرد تا شما و همسايهتان را در شيرش شريك كند . كاپيتاليسم : دو گاو داريد , هر دوي آنها را ميدوشيد شيرها را بر زمين ميريزيد تا قيمتها همچنان بالا بماند . ساديسم : دو گاو داريد , به هر دوي آنها تيراندازي ميكنيد و خودتان را در ميان ظرف شيرها مياندازيد . آپارتايد : دو گاو داريد , شير گاو سياه را به گاو سفيد ميدهيد , ولي گاو سفيد را نميدوشيد . ايدهآليسم : دو گاو داريد , ازدواج ميكنيد , همسر شما آنها را ميدوشد . رئاليسم : دو گاو داريد , ازدواج ميكنيد , اما هنوز هم خودتان آنها را ميدوشيد . فمنيسم : دو گاو داريد , اما حق نداريد شير گاو ماده را بدوشيد . پلوراليسم : دو گاو نر و ماده داريد , از هر كدام شير بدوشيد فرقي نميكند . ليبراليسم : دو گاو داريد , آنها را نميدوشيد , چون آزاديشان محدود ميشود . دموكراسي مطلق : دو گاو داريد , از همسايهها راي ميگيريد كه آنها را بدوشيد يا نه . سكولاريسم : دو گاو داريد , پس به خدا نيازي نيست .
|
*
كلاغ , مترسك را با قار و قارش آزار ميدهد , ولي مترسك صبورانه سكوت ميكند .
 توي مزرعهُ زندگي , كدومامون كلاغيم و كدوما مترسك ؟ كدومش بهتره ؟
|
*
چند كلمه حرف ...
* در زندگي 2 قانون اساسي وجود دارد كه هر كس ار آنها پيروي كند , هرگز شكست نخواهد خورد : 1 ) هر چيزي را كه ميدانيد به ديگران نگوييد . 2 ) ... .
* پسوْردها مثل لباس زير هستند : نميتوان از آنها شريكي استفاده كرد و از همه مهمتر اينكه هر چند وقت يكبار بايد عوض شوند !
|
*
هيچ وقت اميدت را از دست نده , و به خاطر بسپار :
 تب لرزشي ايجاد ميكند كه سلامتي هرگز قادر به تقليد آن نيست .
|
|
*
از طرف 444 عزيــــــــــــــــزم :×
 اي كه عزيزتريني در قلب من ... بودنت را سپاس ... لمس حضورت مبارك ...
|
*
چهاردهم ارديبهشت
|
|